|
در رثای حبیب
محمد خادم فر - همکار فرهنگی مجتمع امام خمینی ره کوالالامپور
از خود گذری باید ، گذری سخت ، با هم آغوشی باد
زین رسم نامراد ، دارد دل بسی فریاد
آن صاحب امین که از نگاهش زمین شده امید
امت شده وحید
ستاده در برابر
می خواندت به شور ، می خواندت به راه ، رهیاب شوی تا دور
گذر ، همچنان دشوار
مانده اما بستگی بسیار
این جوانه های نیک ، بر شاخه های سرد ، در شولای زمستانی یا َ س
می روید از بن برگ ، می روید از بن پوست
وه چه نیکوست ، این آرمان بزرگ
می خواندت به مهر ، می خواندت به دوست
به آنجا که تنها اوست
به روزگاران نامده از راه
به جایی که قرن ها بعد - شاید - با ریشخندی مضحک
به مرداب رکود خویش ، نگاهمان باقیست
****** ****** ****** *******
دلیر، گفت آن عزیز در نبرد، آن است که بر نفس پلید
می کشد خنجر ، هوا کند پرپر، در جهاد اکبر
بدان سیاق که خود کشید و شد حبیب
و نام خجسته ی حمید
بر پهنای باورم دمید
تا ابد، نگاه از تغافلش حیران
آزاد به یادش انسان
آباد به رمزش ایمان
بهمن ماه 1389
 |